معرفی برنامه رادیو کتاب فرهنگ

این برنامه فعالیت ها و موضوع های گوناگونی را مورد بررسی قرار داده است که تاکنون 79 برنامه رادیویی از آن تولید و پخش شده است.سردبیر و کارشناس مجری برنامه دکتر محسن حاجی زین العابدینی عضو هیئت علمی و استادیار مرکز اطلاعات و مدارک علمی کشاورزی،و مجری این برنامه نیز ناصر قوام پور دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبایی است.

لازم به ذکر است که این برنامه تاکنون به موضوعات مختلف با حضور اساتید بزرگی همچون دکتر عباس حری،عبد الحسین فرج پهلو،رحمت الله فتاحی،مسعود سریع القلم،سید ابراهیم عمرانی،یزدان منصوریان،نوش آفرین انصاری و بسیاری از اساتید بزرگ رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در این برنامه شرکت داشته اند و نظرات مطالب خود را به سمع و نظر دوستداران کتاب و کتابداران رسانده اند.

به دوستان و کتابداران عزیز توصیه میکنم که اگر تاکنون از این برنامه اطلاع نداشته اید از این به بعد شنبه ها ساعت 10 الی 11 به شنوندگان این برنامه بپیوندید و از مطالب بسیار مفید آن بهره مند شوید.

همچنین برای اطلاعات بیشتر می توانید به وبلاگ این برنامه به نشانیwww.ketabfarhang.blogfa.com مراجعه کنید.

 

 

 گذری و نظری بر گذشته،حال و آینده کتابداری و اطلاع رسانی،رحمت الله فتاحی،رضا رجبعلی بگلو،سمیه سادات آخشیک،شیراز:نامه پارسی،1393.صفحه 425 تا 430

معرفی کتاب روش های آماری در علوم رفتاری

روش های آماری در علوم رفتاری(آمار توصیفی و استنباطی)/تالیف دکتر رمضان حسن زاده،محمد تقی مداح.-ویرایش دوم. تهران:ویرایش،1393

408 ص-مصور

موضوع:علوم اجتماعی--روش های آماری--روان شناسی--روش های آماری،آمار.

علم آمار یکی از علوم بسیار مهم در تحقیق و پژوهش است و با توجه به ارتباط تنگاتنگ رشته علم اطلاعات و دانش شناسی با تحقیق و پژوهش یکی از علوم مورد نیاز برای این رشته علم آمار است.به دلیل اهمیت آمار در رشته کتابداری یکی از دروسی که در دوره کارشناسی دانشجویان سپری می کنند درس آمار برای کتابداران است.خوشبختانه این درس باعث اشنایی من با کتاب روش های آماری در علوم رفتاری شد و لذت بردن از این کتاب و زیبایی های علم آمار من را بر آن داشت تا این کتاب را به دوستان و کتابداران عزیزم معرفی کنم.

 

زمانی که نظرات در مورد این کتاب را میخوانیم نکاتی را مشاهده می کنیم که در همه نظرات روی ان تاکید شده از جمله:

1- کتاب بسیار ساده و روان نوشته شده و کاملا خود آموز است به طوری که به جرات می توان گفت که شما برای خواندن این کتاب نیاز به هیچ کلاس یا استادی ندارید.

2- مزیت دیگر کتاب جامعیت آن است.

کتاب دارای دو بخش است بخش اول آمار توصیفی که در هفت فصل ارائه شده است.بخش دوم کتاب آمار استنباطی است که از فصل هشت تا هفدهم کتاب را شامل می شود.این کتاب به قدری جامع است که در تمام مقاطق و کنکور های ارشد و دکتری میتواند بهترین منبع برای پاسخ به سوالات باشد.

3-مزیت مهم کتاب برای داشنجویان نکات مهم کنکوری که در هر بخش از کتاب توسط نویسندگان کتاب آورده شده و خواندن این نکات برای کنکور به دانشجویان عزیز توصیه می شود.

با وجود اینکه کتاب های مشابه و حتی کتاب های تخصصی آمار در علم کتابداری اما از نظر من هیچ کتابی جای این کتاب را نمی گیرد و به کتابداران عزیز توصیه می کنم تا برای انجام بهترین پژوهش ها و همینطور موفقیت در کنکور ارشد و دکتری از این کتاب بهره لازم را ببرند.

 

 

اندر حکایت سراسری شدن

چندی پیش برای گرفتن کتابی به کتابخانه محل مراجعه کردم اما متاسفانه کتاب مورد نظر من امانت بود. در حالی که نا امید از گرفتن کتاب بودم و کتابدار هم آب پاکی را روی دستم ریخت که باید تا برگشتن کتاب صبر کنم ناگهان یادم امد که چند وقت پیش مطلبی در مورد سراسری شدن کتابخانه های عمومی خوانده بودم.بر اساس این طرح ،با عضویت در یک کتابخانه عمومی می توانستم از همه کتابخانه های عمومی کتاب امانت بگیرم و این باعث شد تا امیدوار شوم و با راهنمایی کتابدار به کتابخانه ای دیگر مراجعه کنم.

خوشبختانه کتابخانه دیگری در نزدیکی خانه ما بود. در حالی وارد کتابخانه شدم که شاید هنوز خودم هم باور نداشتم که بتوانم بدون عضویت کتاب بگیرم در واقع نوعی شک وجودم را گرفته بود.کتابدار مردی 50 ساله بود که قبلا در چند کتابخانه دیگر هم او را دیده بودم.جولو رفتم و ماجرا را برایش شرح دادم اما گویی اصلا از وجود چنین طرحی خبر نداشت و همین باعث شد شکم نسبت به وجود چنین طرحی بیشتر از قبل بشه (که نکنه مطلبی که در اینترنت خوندم اعتبار نداشته و به قول معروف دچار تناقض های وبی شدم)اما نا امید نشدم و باز اصرار کردم که گفت کمی صبر کن تا مدیر کتابخانه بیاید.

بعد از دقایقی که ایستاده بودم و کتابخونه را برانداز می کردم درب باز شد و خانم جوانی که به نظر میرسید تابعیت افغانستانی هم داشته باشه وارد کتابخونه شد سلام کردم رد شد و پشت میز رفت.کتابدار بلافاصله شروع به صحبت در مورد خواسته من کرد که خودم وارد عمل شدم و موضوع رو توضیح دادم و خوشبختانه این خانم که معلوم بود در کارش وارد تر هست و با وارد کردن کد ملی من  و نگاهی به مانیتور ،رو به کتابدار کرد و با اکراه گفت((بده بهش ببره)).

از لحنش حسی بهم دست داد که بی اراده میخواستم کارت شناسییم رو  گرو بزارم تا فکر نکنه که قصد بردنو نیاوردن کتاب رو دارم اما کتاب رو گرفتم و به خونه برگشتم.

 

چند روز بعد به  نظرم امد که چندین درس مهم از این ماجرا میتوان برداشت کرد که در ادامه با شما خوانندگان ا در نظر میگزارم:

1-کتابدار باید به روز باشد،در واقع ما کتابدران باید خیلی زود تر از سایر افراد از چنین تغییراتی در کتابخانه ها مطلع باشیم و حتی با اطلاع رسانی بتوانیم افراد علاقه مند به کتاب را مطلع کنیم.برای رسیدن به این هدف کافیست گاهی به سایت لیزنا سر بزنیم و اخبار سایت را مطالعه کنیم.

2-رعایت اخلاق حرفه ای کتابداری. وقتی رفتار کتابداران را دیدم یاد حرف استاد عزیزم آقای طالعی افتادم که در درس اخلاق حرفه ای کتابداری تاکید فراوانی روی اخلاق می کردند و می گفتند(( کتابخانه بی کتابدار با اخلاق، به منزله جسم بی روح  است)) و من تازه به عمق حرف استادم پی بردم که کاش لااقل ما نسل جدید کتابداری بتوانیم کتابدارانی با اخلاق حرفه ای باشیم.

3-نهاد کتابخانه های عمومی که چنین طرح خوب و کاربردی را اجرا می کند بهتر است که اطلاع رسانی خوبی را هم در این زمینه انجام دهد هم برای کتابداران نهاد  و هم برای کتابخوان ها و مردم عادی.

به امید روزی که کتابخانه ها علاوه بر داشتن کتاب های خوب،به اخلاق ما کتابدران هم مزین شوند.

بنده و استاد علیپور حافظی

یکی از افتخارت یه دانشجوی علم اطلاعات و دانش شناسی استفاده کردن از اساتیدی مثل دکتر علیپور حافظی هست،امیدوارم در مقطع ارشد بتونم شاگرد ایشون باشم

پ.ن:بعد از همایش فناوری های نوین و کتابخانه های دیجیتالی دانشگاه قم آذر 1394

10 پله از موفقیت (فاطمه پازوکی)

چند روز به این اندیشیدم که حقیقتاً چه دارم که برای جوان‌ترها بگویم و چه بگویم که مختصر و مفید باشد چرا که خوب به یاد می‌آورم سخنرانی‌های بی‌روح و یکنواخت و نصیحت‌های از سرِ سیری چقدر برایمان ملال‌آور بود (و هست). مگر آنکه حرفی ازدل‌برآمده و موجز و مختصر و کاربردی می‌بود. پس از مطالعۀ مطالبی چند در باب موفقیت و غور و تفحص در شهودات و تجربه زیسته مواردی قلمی کردم اما بعد فکر کردم چه‌بسا این دریافت‌های شخصی برای دیگران قابل‌استفاده و تعمیم‌پذیر نباشد. بنابراین تصمیم گرفتم از نقطه نظرات دیگران نیز بهره ببرم. ازاین‌رو از حدود 40 نفر از افرادی که آن‌ها را افراد مشتاق و موفق در رشته می‌دانستم خواستم این جمله را با توجه به دانش و تجربۀ خود کامل کنند: «اگر دانشجوی ترم 1 بودم.....». پس از جمع‌آوری و مطالعه، نکات اصلی آن‌ها را یادداشت و دسته‌بندی کردم. در پایان به ده نکتۀ کلیدی رسیدم که در ادامه به شما عزیزان تقدیم می‌شود.

لازم به ذکر است، ممکن است (قطعاً) پله‌های دیگری برای رسیدن به موفقیت وجود داشته باشد اما آنچه اینجا می‌آید با توجه به روش برگزیده‌شده برای نگارش این متن و گام‌هایی، به‌زعم نگارنده، بنیادین است و برخاسته از تجربیات زیسته. به قول شاعر این رشته را به‌نقد جوانی خریده‌ام!

امید که جوانان و نوگلان این رشته و حرفه را در نیل به قله‌های پیشرفت و موفقیت راهگشا باشد.

 1. تصمیم بگیرید

می‌خواهید بمانید یا بروید؟ شما در رشتۀ «علم اطلاعات و دانش‌شناسی» پذیرفته‌شده‌اید که هنوز هم درنهایت به «کتابداری و اطلاع‌رسانی» ختم می‌شود. نام جدید هم هنوز نتوانسته پرستیژ پرطمطراق برای آن دست‌وپا کند. این امر به معنای بی‌اهمیت بودن یا ناچیز بودن رشته نیست و ارزش و اهمیت آن را اهلش درک می‌کنند. اما باید پذیرفت که این رشته همچون رشته‌های دیگری مثل حقوق، مهندسی، پزشکی و یا رشته‌های سانتی مانتال، دهان‌پُرکن نیست. اگر به‌جای شما بودم یک هفته، یک ماه، عمیقاً به همۀ جوانب آن فکر می‌کردم و سپس تصمیم می‌گرفتم که شجاعانه پی رشته و پیشۀ دیگری می‌روم یا می‌مانم و می‌سازم و موفقیت می‌آفرینم. اگر امروز این مرحله را طی نکنید بعید نیست که مثل بسیاری از دکترها و حتی برخی اعضای هیئت‌علمی مجبور باشید تا آخر عمر مردد بمانید، غر بزنید و خود و دیگران را فرسوده کنید.

 

2. مطالعه کنید

این رشته نیازمند مطالعۀ عمیق، گسترده و متنوع است. در آن نظرسنجی گروهی که پیش‌تر عرض کردم، اکثر قریب به‌اتفاق بر این نکته تأکید داشتند که از همین امروز برای خود فهرست مطالعاتی تنظیم کنید و بخوانید. این فهرست باید شامل انواع کتاب‌ها (از نظر موضوع و قالب) باشد. موضوعات تخصصی و هم عمومی و انواع قالب‌ها اعم از کتاب، مجله، روزنامه، فیلم، موسیقی و ... به انواع زبان‌ها.

 

3.بنویسید

بدون هیچ شرح و بسط و مقدمه‌ای «بنویسید». در مجله دانشجویی دانشگاه خود بنویسید، در خبرنامه انجمن بنویسید. درباره کتاب‌هایی که می‌خوانید برای برگ سپید بنویسید، دربارۀ دغدغه‌های حرفه و رشتۀ خود برای گاهی دور/گاهی نزدیک بنویسید، درباره خاطرات تحصیل خود در وبلاگتان بنویسید، از تجربیات کلاسی بنویسید، کم‌کم خوانندگان پروپاقرص خود را پیدا خواهید کرد. اما اگر نبود هم بنویسید! انتشار نوشته‌هایتان به شما اعتمادبه‌نفس و قدرت تحلیل و همه جانبه‌نگری می‌بخشد.

 

4. فعال باشید

فعال بودن از دو جنبه مدنظر است. از یک‌سو فعالیت عملی آن است که عضو انجمن‌های علمی-حرفه ای دانشجویی در دانشگاه و انجمن علمی حرفه عضو باشید. انجمن‌های علمی-حرفه‌ای توان فوق‌العاده‌ای در رشد شخصیت و توانمندی‌تان خواهند داشت. مفهوم دیگر فعال بودن، تکاپوی ذهنی و فکری است. بدین معنا که به مطالب درون کتاب‌ها اکتفا نکنید. دانشگاه به‌تنهایی چیزی برای افزودن به شما ندارد. این خود شما هستید که باید خودتان را بسازید و رشد دهید. در بحث‌های حرفه‌ای و رشته‌تان مشارکت داشته باشید. وبلاگ‌ها و خبرگزاری‌ها را دنبال کنید و نسبت به مطالب آن‌ها بازخورد دهید و ساده از کنار مسائل عبور نکنید.

 

5. تشنۀ آموختن باشید

این جمله را استیوجابز در سخنرانی مشهورش در سال 2005 در دانشگاه استنفورد شعار زندگی خود را این‌گونه عنوان کرد: «Stay hungry, Stay foolish». در این سخنرانی وی تأکید می‌کند که بیاموزید و ایمان داشته باشید آنچه امروز می‌آموزید –حتی اگر امروز عبث به نظر بیاید- در آینده‌ای نه‌چندان دور مددکار شما خواهد بود. به چشم برهم زدنی دوران تحصیل خود را به پایان رسانده و در آستانۀ ورود به بازار کار خواهید شد. آنجا کسی که مهارت‌های بیشتر «فراتر از آموخته‌های تحصیلی دانشگاهی» دارد گوی سبقت را از دیگران خواهد ربود. آموختن حداقل یک‌زبان خارجی، سیستم‌های مدیریت محتوا (CMS) و حداقل یک‌زبان برنامه‌نویسی اوجب واجبات است.

 

6. مثبت اندیش باشید

شما مختار هستید که در تماشای پنجرۀ زندگی، زیبایی‌های آن‌سوی شیشۀ دنیا را ببینید یا لکه‌های چرک روی پنجره. مهروموم‌ها پیش در مطلبی از انجمن روانشناسان خواندم بزرگ‌ترین عوامل اندوه و افسردگی دو چیزند: اول سرزنش خود؛ دوم ناسپاسی و قدر ندانستن داشته‌ها. روزی از یکی از بزرگان رشته‌مان پرسیدم: «چطور شما این‌همه بزرگ و محبوب شدید؟» گفت: «تمرین کردم که از هیچ‌کس هیچ توقعی نداشته باشم». این‌ها همه و همه در سایۀ مثبت اندیشی به دست خواهد آمد. ایمان داشته باشیم که از یأس چیزی جز افسردگی حاصل نخواهد شد.

 

7. منظم باشید

نظم ظاهری منجر به نظم باطنی خواهد شد. میز کار، دسک‌تاپ، اتاق و ظاهر خود را منظم و مرتب کنید. فهرست برنامه‌ها و کارها و برنامه‌های درسی خود را بنویسید و برای انجام آن‌ها برنامه‌ریزی کنید. تمرین در این کار منجر به سازمان‌یافته شدن ذهن شما می‌شود و در آینده‌ای نه‌چندان دور اثر معجزه‌آسای آن را خواهید دید. یادتان نرود: "سهم هرکس به‌قدر نظم اوست".

 

8. متمرکز باشید

پرتوهای متراکم وقتی اثرگذار خواهند بود که متمرکز بر یک نقطه بتابند. کارهای متنوع و گوناگون شاید دامنۀ تجربیات شما را گسترده کنند اما فراموش نکنید که اگر خواهان عمق و اثربخشی هستید یک خط سیر اصلی و متمرکز داشته باشید. یادتان نرود که شما در درجۀ اول یک دانشجو هستید و باید تمام‌کارها و برنامه‌ها و فعالیت‌هایتان در این راستا باشد. یک خط سیر مطالعاتی و علمی اصلی متمرکز داشته باشید و به آن عمق ببخشید و دیگر کارها و برنامه‌ها شاخ و برگ‌های آن باشند.

 

9. آینده‌نگر باشید

به‌زودی دوران خوش دانشجویی شما به پایان می‌رسد. در بهترین حالات یا وارد دوران تحصیلات تکمیلی می‌شوید و یا محیط کار (یا هردو). در مقطع تحصیلی بالاتر باید به دنبال موضوعی ناب برای پژوهشی خاص و اثربخش باشید و در محیط کار نیرویی توانمند و خلاق. یادتان باشد از امروز، توشۀ خود را از اطلاعات و آموخته‌هایی پرکنید که به وقتش از آن برداشت کنید و شما را به‌پیش براند. با توجه به رشد شتابان اطلاعات، ارتباطات و فناوری‌ها، داشتن چنین قدرتی، هوشمندی و آینده‌نگری می‌طلبد. تحولات رشته و مملکت خود را با دقت رصد کنید؛ با دانشجویان سال‌های بالا و اساتید دلسوزتان مشورت کنید تا بتوانید آینده‌نگری خود را تقویت کنید. آنگاه آینده را از آن خود کنید!

 

10. تفریح کنید

آنچه گفته شد به این معنا نیست که ریاضت‌پیشگی در پیش بگیرید و تارک‌دنیا شوید. در کتابی که اخیراً از برتراند راسل مطالعه کردم بحثی با عنوان «درستایش فراغت/بطالت» را مطرح کرده بود و اتفاقاً تأکید بر کاهش ساعات کار رسمی و افزایش زمان فراغت و تفریح داشت و معتقد بود که خلاقیت و نبوغ در فراغت و آسایش ذهن فرصت بروز پیدا می‌کند. پس، با دوستان خود به سفر بروید، گردش دسته‌جمعی داشته باشید، نقاط دیدنی شهر محل تحصیل خود را حتماً بازدید کنید، باهم به تماشای فیلم بروید، گشت‌و‌گذار کنید و از دوران بی‌بازگشت دانشجویی خود لذت ببرید.

 

 


*دانشجوی دکتری علم اطلاعات و دانش‎شناسی دانشگاه الزهراء

نشریه الکترونیکی شناسه شماره هشت(موفقیت علمی و حرفه ای)

کتابدار باید تمیز باشد

 

چندی پیش برای ادای نماز ظهر و عصر به نمازخانه یکی از حوزه های علمیه قم رفتم.در بین نماز به رسم هر روز یکی از علمای حاضر در مجلس سخنرانی کوتاهی را انجام داد.داستان جالبی در آن مجلس نقل شد که شاید در نگاه اول به من و حرفه ی من ارتباطی پیدا نمی کرد اما با اندکی تامل در آن داستان متوجه ارتباط عمیقی بین آن و حرفه کتابداری شدم که در این نوشتار آن را با شما در میان می گذارم.

داستان از این قرار بود که یکی از طلاب قدیم زمانی که می خواهد برای تحصیل علوم دینی به قم بیاید نزد پدر خود رفته و خواسته اش  را با او در میان می گذارد و از وی طلب اجازه می کند.

پدر که خود فرد حکیمی بوده با در خواست پسر موافقت می کند اما به یک شرط،زمانی که پسر شرط پدر را جویا می شود پدر دست او را می گیرد و به حمام عمومی محل می برد.

زمانی که وارد حمام می شوند پسر متوجه می شود افراد زیادی که کثیف هستند هر روز به حمام می آیند و پس از اینکه دلاکِ حمام آنها را می شوید پاک و تمیز به خانه بر میگردند اما خود دلاک فردیست که از فرط کثیفی چهره زشتی پیدا کرده است.پدر دلاک را به پسرش نشان می دهد شرط خود را این چنین بیان می کند:پسرم تو می توانی همانند این دلاک دیگران را از زشتی ها پاک کنی و خود کثیف بمانی اما شرط من برای طلبگی در این است که زمانی که طلبه شدی هم خود تمیز باشی و هم دیگران در کنار تو و از وجود تو به پاکی برسند.

اما این داستان مرا به یاد یکی از کتابداران شهرم انداخت که مدتی پیش با او حرف می زدم و گلایه داشت از اینکه سال هاست که افرادی به کتابخانه او می آیند و او به آنها کمک می کند واکنون هر کدام به درجات علمی زیادی رسیده اند در حالی که او همچنان یک کتابدار ساده باقی مانده بی اینکه رشد و ترقی در کارش حاصل شده باشد.

مثال این فرد مرا یاد همان فرد دلاک انداخت که دیگران را پاک می کند اما به فکر تمیزی خود نیست.البته در اینکه چنین افرادی به جامعه خود خدمت می کنند و نباید از کنار زحمات آنها به سادگی گذشت شکی نیست اما چقدر بهتر می شد اگر ما کتابداران در کنار این که خود را وقف رشد علمی و توسعه جامعه می کنیم خود هم رشد کنیم.

برای مثال یک کتابدار می تواند در کنار شغل خود کار هایی همچون کتاب خواندن،شرکت در همایش ها و مجامع علمی،نقد کتاب،نوشتن مقاله و انجام پژوهش در رشته خود و... بسیاری کار های این چنین که باعث پیشرفت شخصیت علمی وی می شود را انجام دهد.

آدم ها مثل کتاب ها هستند(قیصر امین پور)

آدم‌ها مثل  کتاب‌ها هستند
بعضی آدم‌ها جلد زرکوب دارند،
بعضی جلدِ ضخیم و بعضی نازک،
بعضی آدم‌ها ترجمه شده اند،
بعضی از آدم‌ها تجدید چاپ می‌شوند،
و بعضی از آدم‌ها توقیف
و بعضی از آدم‌ها فتوکپی  آدم‌های  دیگر اند.
بعضی از آدم‌ها صفحات رنگی دارند،
بعضی از آدم‌ها تیتر دارند، فهرست دارند،
و روی پیشانی  بعضی از آدم‌ها نوشته اند:
حق ِ هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.
بعضی از آدم‌ها قیمت  روی  جلد دارند، 
بعضی از آدم‌ها با چند درصد تخفیف به فروش می‌رسند،
و بعضی از آدم‌ها بعد از فروش پس گرفته نمی‌شوند.
بعضی از آدم‌ها را باید جلد گرفت،
بعضی از آدم‌ها را می‌شود توی  جیب گذاشت!
بعضی از آدم‌ها نمایش‌نامه اند و در چند پرده نوشته می‌شوند.
بعضی از آدم‌ها خط خوردگی دارند،
بعضی از آدم‌ها غلط  چاپی دارند.
بعضی از آدم‌ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی  آن‌ها را بفهمیم.
و بعضی از آدم‌ها را باید نخوانده دور انداخت.

کتاب‌ها مثل  آدم‌ها هستند.
بعضی از کتاب‌ها برای  ما قصه می‌گویند تا بخوابیم.
و بعضی قصه می‌گویند تا بیدار شویم،
بعضی از کتاب‌ها تنبل هستند. 
بعضی از کتاب‌ها تقلب می‌کنند،
بعضی از کتاب‌ها دزدی می‌کنند!
بعضی از کتاب‌ها به پدر و مادر  خود احترام می‌گذارند.
و بعضی حتی اسمی هم از پدر و مادر  خود نمی‌برند.
بعضی از کتاب‌ها هرچه دارند، از دیگران گرفته اند.
بعضی از کتاب‌ها هرچه دارند به دیگران می‌بخشند.
و بعضی از کتاب‌ها فقیر اند و بعضی گدایی می‌کنند.
بعضی از کتاب‌ها پرحرف اند، ولی حرف برای ِ گفتن ندارند،
و بعضی ساکت و آرام اند ولی یک عالم حرفِ گفتنی در دل دارند.
بعضی از کتاب‌ها بیمار اند،
بعضی از کتاب‌ها تب دارند و هذیان می‌گویند.
بعضی از کتاب‌ها، کودکانه و لوس حرف می‌زنند.
و بعضی از کتاب‌ها فقط غر می‌زنند و نصیحت می‌کنند.بعضی
 از کتاب‌ها پیش از تولد می‌میرند.
و بعضی تا ابد زنده هستند .

استفاده از فناوری در کتابخانه ها آری یا خیر؟

در زمان های قدیم و در زمانی که کتاب تنها منبع اطلاعاتی برای به دست آوردن دانش بود،کتابخانه ها نیز تنها مکان هایی بودند که افراد جویای علم می توانستند همه علوم روز را در آن بیابند.به همین دلیل کتابخانه های آن زمان و کتابدارن آن تلاشی برای جذب مخاطب انجام نمیدادند یا حتی آنقدر بی رقیب بودند که می توانستند برای مخاطب طاقچه بالا هم بگذارند.

اما امروزه با پیشرفت فناوری ها،وجود چندین محمل اطلاعاتی همچنین گسترش دانش( که باعث شده است که هیچ کتابخانه ای نمی تواند ادعا کند که همه اطلاعات زمان را داراست)،این کتابخانه ها هستند که باید به دنبال جذب مخاطب و کشاندن آنها پای میز مطالعه باشند.

یکی از معضلات کتابخانه های امروز این است که کتابخانه ها از سرعت تغییرات عقب مانده اند و نتوانسته اند با شرایط جدید و تکنولوژی ها خود را وفق دهند همین عاملیست که باعث شده تا مخاطب کتابخانه را محلی سنتی دانسته و در واقع خود در کسب اطلاعات خود را بی نیاز از کتابخانه بداند. 

برای مثال امروزه در کانال های اپلیکیشن تلگرام میتوان مطالب بسیار مفیدی را پیدا کرد که با توجه به خلاصه خوانی امروز افراد بیشتر مورد اقبال مخاطبان قرار گرفته است.در چنین فضایی کتابداران دو دسته شده اند:

عده ای که بیشتر، کتابداران در واقع سنتی هستند با نکوهش فضای حاکم بر جامعه و گوشزد کردن آثار منفی استفاده از تکنولوژی  آن را باعث بی سوادی افراد و دوری آنها از کتاب و کتابخانه ها میدانند و معتقدند هنوز هم کتابخانه ها مخاطبان خود را دارند و دلیلی به استفاده از تکنولوژی های جدید در کتابخانه نیست که به نوعی می توان گفت دیدگاه انعال در مقابل توسعهرا در پیش گرفته اند.

اما عده ای دیگر از کتابداران که وضع موجود را شایسته کتابخانه نمیدانند و معتقدند که پتانسیل کتابخانه ها به نحوی است که هیچ گاه از کار افتاده و قدیمی نمی شود ،به دنبال همپا شدن کتابخانه و همسو کردن کتابخانه با نیاز مخاطبان و در واقع استفاده از فناوری های روز در کتابخانه ها هستند.در واقع این افراد این کتابخانه ی امروز را همچون شرکتی تجاری می دانند که نیاز به بازاریابی،خلاقیت،استفاده از تکنولوژی و ... برای جذب مخاطب و رونق گرفتن آن دارد.

اما به واقع کدام یک از این دیدگاه ها می تواند درست باشد؟

گسترش  های رده بندی کنگره

از جمله نظام های رده بندی پر کاربرد در کتابخانه ها رده بندی کنگره امریکا است.این رده بندی جز رده بندی های شمارشی است بدین معنی که شماره ها برای استفاده کتابدار آماده هستند و نیازی به ساختن شماره مورد نظر مثل رده بندی دیویی نیست.

اما با توجه به اینکه رده بندی کنگره با توجه به نیاز کتابخانه کنگره ایجاد شده و نیاز های کتابخانه های دیگر کشور ها را در نظر نگرفته است کتابخانه ملی ایران و در راس آن مرحوم پوری سلطانی دست به ایجاد گسترش هایی در این رده بندی مخصوص ایران زدند و این گسترش ها مورد تایید کتابخانه کنگره نیز قرار گرفته است.برای مثال در این رده بندی فلسفه اسلامی شماره 740-753 یعنی 13 شماره داده شده است در حالی که هر کسی که با فلسفه اسلامی آشنا باشد متوجه می شود که این تعداد شماره بسیار کم است و نیاز کتابخانه های اسلایم را بر طرف نمی کند.

البته هر کتابخانه ای با توجه به نیاز خود از این گسترش ها می تواند استفاده کند و حتی ممکن است بعضی از گسترشها در بعضی از کتابخانه ها اصلا به کار نیایند و به همین دلیل هم است که کمتر کسی نام همه ان ها را شنیده است.گسترش های رده کنگره در ایران به شرح زیر هستند:

1- رده ادبیات ایران PIR

2-رده ادبیات فرانسه PQ

3-رده ادبیات روسیه PG

4- رده ادبیات عربی PJA

5-رده فلسفه اسلامی BBR

6-رده دین اسلام BP

7-رده موسسات آموزشی ایران LGR

8-رده هنر ایران NP 

تعارض بین قانون و اخلاق حرفه ای در کتابخانه

تعریف اخلاق حرفه ای:

اخلاق حرفه‌اي، سبک چگونه زيستن و چگونه رفتار کردن در يک تخصص و در يک محيط تخصصي اعم از فردي و سازماني را تعيين مي‌کند.

یکی از تفاوت های مهم کتابداری که به درک از رشته کتابداری رسیده و کسی که تنها عنوان کتابدار را به دوش می کشد رعایت اخلاق حرفه ای کتابداری است، در واقع اهمیت اخلاق در کتابداری چنان است که می توان کتابخانه بدون کتابدار دارای اخلاق حرفه ای را به جسم بدون روح تشبیه کرد.

یکی از قواعدی که در علم اخلاق مطرح است اضطرار است.اضطرار در لغت به معنی  ناچاری و درمانگی است(فرهنگ معین).علم اخلاق اضطرار را در بسیاری از موارد رافع مسئولیت اخلاقی می داند به عبارت دیگر فرد مضطر را فردی می داند که در شرایط دشواری قرار گرفته است مانند کسی که در بیابان درمانده و گرسنه است و غیر از مردار غذایی برای خوردن ندارد.

در این نوشته در نظر داریم تا استفاده قاعده اضطرار را در اخلاق حرفه ای کتابداری بررسی کنیم و برای این منظور ابتدا مثالی را برای فهم بهتر ذکر می کنیم:

تصور کنید که شما به عنوان کتابدار در کتابخانه ای کار می کنید که محدودیت امانت کتاب به اعضا به گونه ای است که هر عضو کتابخانه تنها می تواند 5 کتاب را به طور همزمان در اختیار داشته باشد حال یکی از اعضای کتابخانه با تفسیر شرایطش و با توجه به اینکه فردا جلسه دفاع پایان نامه اش را دارد و باید استناد های پایان نامه خود را با چندین کتاب ها تطبیق دهد از شما می خواهد تا  10 کتاب را به او امانت دهید، حال شما به عنوان یک کتابدار چه می کنید؟آیا قوانین کتابخانه را زیر پی می گذارید که اگر این کار را انجام دهید اخلاق حرفه ای را زیر پا گذاشته اید یا اینکه به اصل دیگری از کتابداری یعنی در اختیار قرار دادن و کمک به مراجعه کننده خیانت می کنید و فقط 5 کتاب به او می دهید؟

همانطور که در مثال فوق دیدیم این نمونه ای از قرار گرفتن یک کتابدار در شرایط اضطرار است مثل کسی که در بیابان درمانده  گرسنه است و از طرفی اگر چیزی نخورد ممکن است از گرسنگی از بین برود و اگر لاشه حیوان حرام گوشتی را بخورد هم گناه کرده است.در اخلاق اسلامی به چنین فردی اجازه داده شده تا گوشت آن حیوان حرام گوشت را بخورد چرا که حفظجان مهم تر است و در واقع فرد اهم و مهم می کند و چون حفظ جان بسیار مهم است اجازه دارد آن فعل گناه را انجام دهد.

اما آیا فرد کتابدار در آن شرایط باید چه تصمیمی بگیرد؟در کتابداری اصل مهم رساندن فرد مراجعه کننده به نیاز اطلاعاتی مورد نظرش است پس نمی توانیم او را از داشتن این منابع در این شرایط منع کنیم پس باید به دنبال راهی باشیم برای حل مشکل قانونی آن.برای حل این مشکل مقداری خلاقیت می تواند به سادگی راه های مختلفی را در مقابل ما بگذارد که از جمله این راه ها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

1-راه اول و ساده ای که میتوانیم به آن اشاره کنیم مراجعه به مدیر کتابخانه و شرح دادن شرایط خاص فرد مراجعه کننده است و با توجه به اینکه مدیران می توانند با توجه به شرایط، تصمیماتی مغایر قانون اتخاذ کنند اجازه امانت دادن بیش از تعداد مقرر را از وی گرفته تا اینگونه هم کار غیر قانونی انجام نداده باشیم و هم روح کلی کتابخانه که حل مشکل و نیاز کاربران است رعایت کرده باشیم.

2-راه دیگر حل مشکل این است که ما از اعتبار خودمان برای رفع نیاز ان کاربر استفاده کنیم به این ترتیب که برای مثال در این شرایط می توانیم از سهمیه 5 کتابی که خودمان به عنوان عضو کتابخانه داریم استفاده کنیم.

همانطور که در مثال بالا و راه حل های آن دیدیم در می یابیم که با استفاده از خلاقیت می توانیم هم در پی جلب رضایت مراجعه کنندگان به کتابخانه باشیم و هم قاوانین  کتابخانه را زیر پا نگزاریم و در واقع به اخلاق حرفه ای کتابداری را رعایت کنیم.