چرا در ایران نمی توان روی شانه غول ها ایستاد؟
اسحاق نیوتون در نامه ای درسال 1676 نوشت: اگر فاصله دورتری را دیدهام با ایستادن بر شانههای غول ها بوده است.
این جمله امروز نیز در صفحه اول گوگل اسکالر نقش بسته است که حکایت از این واقعیت می کند که برای پیشرفت علم اتکا به استعداد خویشتن کفایت نمی کند بلکه می بایست ابتدا راهی را که دیگران طی کردند را بشناسیم و سپس ادامه راه آنها را برویم و در واقع اگر قرار باشد که همان مسیری را که افراد قبلا طی کرده اند باز هم ما طی کنیم علم پیشرفتی نمی کند و این همان مشکل علم در ایران است.
در ایران با توجه به نظام آموزشی نادرست حاکم بر مدارس و دانشگاه ها تعداد افراد کمی و با اتکا به توانایی و استعداد شخصی ممکن است به پیشرفتی در علم برسند و متاسفانه با مرگ این افراد علمشان هم از بین می رود و خیلی کم شاهد آن هستیم که برای مثال شاگردی از خود بر جای بگذارند تا وی راه آنها را ادامه دهد و نتیجه آن می شود که نفرات بعدی هم مسیر افراد قبلی را طی می کنند حالا ممکن است بیشتر عمر کنند به یافته های بیشتری برسند یا آنکه عمرشان به اندازه یافته های نفر قبل از خود هم نرسد. این مساله به خصوص در فنون بیشتر دیده می شود.جایی که افرادی سال ها عمر خود را در هنری مثل صحافی صرف کرده اند و گاها با پایان عمر یا بازنشستگیشان عمر آن هنر هم به پایان می رسد.



